ناجی

داشتم ازاین شهر می رفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی که رفت و غرق شد

البته این می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم

و تو صدایم کنی

فقط می توانم بگویم :

تونجاتم دادی


تا اسیرم کنی

/ 2 نظر / 3 بازدید
مازیار

با اجازه بعضی از این مطالب بسیار زیبا را بر می دارم هم برای بهره بیشتر هم استفاده در وب وکامنت[خجالت][خجالت][خجالت][خجالت]