قبله گاه

قبله من

چه قدر ساده و آرام،

چه قدر صبور و صمیمی،

تو در من آمیختی.

باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم

که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی

بعد...من ماندم و دستان پر دعایی

که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد.

اصلا بیا و تو بگو..

تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟

/ 2 نظر / 6 بازدید
shabestanekhiyal

سلام نوشته هاي خوبي داري . براي شما آرزوي سلامتي و شادماني دارم .

يه دوست

بــی احــتـســاب این هــمـه فاصــلـه و شب های بـیـــــداری تـمام می شود عـمرم،بی آنکـه لــحظه ای مـال من باشـــی دنــیـا را به زانــوی گام های آمـــدنـت مـی کـشـانم اگــــر، بــه کـوچــکـتـریـن مــعنای بـودن هــــم پـای مـن بـاشــــی چـــه مــی شـــود مــگر،آســـمــان زمـیــن شـو د گـاهــــی مـن زمـین باشـم،تو قد قطره ای باران آســمـان من باشــی مـی شـوم هـــزار حـکـایـــت بـــی غـصه بـا خـنـده ی تـــو مـی خـندم بـه هــزار اگر ،دلیل تبـسمی بر لبان مـن باشــی ســلام مــــی کـنـــم به هـر واژه کــه از دهـان تـو مـی آیـد! اگــر بــه کـوتاهـی سـلام یـک آشـنا هـمــ کـلام مـن باشـــی می تـوان شسـت دریـایی به پاکی یک قـطره اشـک دلتنگی می شوم هزار دریا اگر با قـطره اشکی دلتنگ مــن باشـی هـــمــه حــســاب لـحـظه هــای مـن بـودن و نـبـودن اســــت نیست میشوم اگر،به باوربودن یک سایه درکنار مـن باشی