هیچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند

Ðe$igNER
MOZHGAN

فال امروز


دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ


سراب رد پای تو

کجایی جاده پیدا شد

کجا دستاتو گم کردم

که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی ؟؟؟

که من تو گریه بیدارم

که هر شب هرم دستاتو 

 به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیهای من

تو با این جاده هم دستی

تظاهر کن ازم دوری

تظاهر میکنم هستی

تو آهنگ سکوت تو

به دنباله یه تسکینم

صدایی تو جهانم نیست

فقط تصویر میبینم

یه حسی از تو در من هست که میدونم تو رو دارم

واسه برگشتنه هر شب درارو باز میذارم

+تاريخ ٢٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ نويسنده یلدا...! نظرات ()