هیچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند

Ðe$igNER
MOZHGAN

فال امروز


دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ


من و انتظار و کابوس تنهایی..
من و حس اینکه هر لحظه اینجایی

دارم آینه ها رو گم میکنم کم کم..
تو رو هر طرف رو میکنم، می‏بینم

نگو از تو چشمام چیزی نمی‏خونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو می‏دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمی‏مونه

منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

دارم از خودم با فکر تو رد میشم..
دارم
عاشقی رو با تو بلد میشم

نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی..
تو که لحظه لحظه حالم رو می‏دونی

اگه این بهارم برنگردی خونه..
دیگه چیزی از من یادت نمی‏مونه

منو رها کن از این فکر تنهایی..
تو نرفتی، نه تو هنوزم اینجایی

+تاريخ ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ نويسنده یلدا...! نظرات ()